مرضيه محمدزاده

1432

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

هرمز فرهادى هرمز فرهادى بابادى فرزند عزيز اللّه به سال 1326 ه . ش در كوهرنگ پا به عرصه گيتى نهاد . تحصيلات خود را تا سطح ديپلم در مسجد سليمان گذراند و فوق ديپلم خود را در رشته نقشه‌بردارى راه و ساختمان از اصفهان اخذ نمود . وى فعاليتهاى شعرى خود را در دوره دبيرستان و با مطبوعات آغاز نمود . از فرهادى تاكنون كتابى به نام « درگاه عشق » كه گزيده اشعارش مىباشد به چاپ رسيده است دو مجموعه شعرى نيز آماده چاپ دارد : مجموعه غزليات وى به نام « پر سيمرغ سياه » و مجموعه اشعار نو وى كه در قالب سپيد سروده است بنام « خانه‌ام در افق فاصله‌هاست » . وى قالب شعرى « غزل » و شعر سپيد را دست مايه كار خود قرار داده است . هرمز فرهادى ساكن اهواز و پيمانكار راه و ساختمان مىباشد . - * - ناگهان بر ناى نى گل مىكنيم * كربلايى را تغزل مىكنيم در حياى يك عطش عباس و آب * شطِ آتش را تناول مىكنيم دجله هم وقتى كه مجنون مىشود * دستهامان را به هم پل مىكنيم زخم هفتاد و دو مذهب خورده‌ايم * زخم را اما تحمل مىكنيم در نفس‌هاى بنفش سيب سرخ * تا منِ آدم تنزل مىكنيم ظهر در گودال مثل آفتاب * ناگهان بر ناى نى گل مىكنيم آينه در روبروى آينه * اين چنين با من تقابل مىكنيم * * * باغ گيلاس : كسى باغ گيلاس را چيده است * و هفتاد و دو ياس را چيده است نفس‌هاى هر لاله آتش گرفت * ز داغى كه انفاس را چيده است دلم زخم دل شوره دارد هنوز * ز تيغى كه احساس را چيده است ببين كفر صحرا لب رودِ عشق * دو بازوى عباس را چيده است نسيم سياهى به پهناى آب * قدمهاى الياس را چيده است شفق در تلاقى شب تاب و ماه * تجلّى الماس را چيده است خبر از فراسوى صحرا گذشت * شكوه علف داس را چيده است دست كوتاه زمين : آب را مىديد گفتم : يا حسين * و نمىنوشيد گفتم : يا حسين